تبليغاتX
در انتظار مهدی

                                   "هر فريب خورده اي در خور عتاب نيست."     "هر که پي آرزويش بشتابد به اجل از پاي در آيد."     "تا درد همراه توست تو نيز با او مدارا نما."     "مال، سرمايه شهوات است."     "قناعت ثروتي است که پايان نمي پذيرد."     "عيب تو پوشيده است تا وقتي که بخت تو را مساعدت کند."     "نيکوکار از کار نيکويش بهتر، و بد کار از کار بدش بدتر است."     "بخشنده باش نه اسرافکار، و ميانه رو باش نه سخت گير."     "پاکدامني زيور فقر، و شُکر زيور توانگري است."     "نرسيدن به حاجت آسان تر از خواستن آن به نا اهلان است."     "بهترين معرفت براي انسان، خود شناسي است."     "از دست رفتن دوستان به منزله غربت است."     "ارزش هر مرد کاري است که نيکو انجام مي دهد."     "نفس هاي آدمي گام هاي او به سوي مرگ است."     "کوتاهي سخن نشانه کمال خردست."     "اگر آنچه خواستي نشد، با آن حال که هستي بساز."     "از دست دادن فرصت اندوه است."     "رزق و روزي به مقدار هزينه هرکس برسد."







حضرت عصر(عج) در لباس پاسبان 

امام زمان در لباس پاسبان!

 

علامه طباطبایى تعریف می‌کند ایامى که در تبریز به سر مى‏بردم روزی از طرف مرحوم زنوزى قاصدى آمد و مرا احضار كرد، چون خدمت ایشان رسیدم فرمود: ماجرایى پیش آمده كه در آن مبهوتم. چند روز در منزل كار بنایى داشتیم. بنا با شاگردانش مشغول كار بودند، كارهاى دقیق شاگرد توجهم را جلب كرد، مى‏دیدم كارهایش را بخوبى انجام مى‏دهد و وقت تلف نمى‏كند. ظهر كه استادش براى صرف ناهار به منزل مى‏ رفت در همان محل كار مى‏ماند و ابتدا تجدید وضو مى‏كرد و نمازش را در اول وقت مى‏خواند سپس دستمال كوچك خویش را باز مى‏نمود و غذاى ساده‏اى را كه با خود آورده بود مى‏خورد و بلند مى‏شد و مقدمات كار را فراهم مى‏كرد تا استادش برسد ووقتى استاد مى‏آمد با تلاش زیادى همراه وى كار را ادامه مى‏داد.

در یكى از روزها بنا به وى گفت‏ برو از همسایه نردبانى بگیر و بیاور. جوان رفت ولى برخلاف انتظار دیر آمد و لذا هنگام عصر كه استادش به خانه رفت، نزد وى رفته و ضمن احوالپرسى از او پرسیدم درآوردن نردبان انتظار نبود كه تاخیر نمایى، چرا دیر كردى؟ جوان كارگر لبخندى زد و گفت: دلیل دیر آمدنم تنگى كوچه بود و اگر مواظبت نمى‏كردم ممكن بود دیوارهاى مردم بر اثر برخورد نردبان خراش بردارد!

آقاى زنوزى ادامه دادند: از پاسخ قانع كننده این جوان بیش از پیش متعجب شدم از او پرسیدم: آیا مى‏شود امام زمان، عجل‏ الله ‏تعالى‏ فرجه، را دید؟ بلافاصله با حالتى كاملا عادى گفت: بلى اتفاقا این هفته به تبریز تشریف آورده بودند. پرسیدم لباس امام چگونه بود؟ پاسخ داد: به لباس پاسبانى بودند!

مشكل مرحوم زنوزى كه سبب حیرت او شده بود همین نكته بود و از این جهت علامه طباطبایى را خواسته بود تا از او بپرسد چگونه مى‏شود امام زمان به لباس پاسبانى باشند؟ علامه پاسخ مى‏دهد: همه عالم از آن حضرت مهدى، علیه‏السلام، است و لذا براى آن حضرت مكان و یا لباس و شبیه اینگونه مسائل مشكلى ایجاد نمى‏كند.

محمد هادى فقیهى كه این داستان را از زبان علامه شنیده است مى‏گوید: از معظم‏له درباره صحت این داستان نظرخواهى كردم ایشان فرمودند: قرائن به گونه‏اى است كه قضیه حقیقت داشته و او از جوانانى بود كه امام زمان، علیه‏السلام، را مى‏دیده است. سپس علامه طباطبایى افزود: با توجه به اینكه نشانى آن جوان را داشتم به سراغش رفتم ولى متاسفانه موفق به یافتنش نشدم.

_______________________________

غلامرضا گلى زواره، جرعه‏هاى جانبخش، ص278

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: شنبه 1388/03/23   با موضوع: تشرف   |  

تشرف 

تشرف

محمد بن عثمان دومین سفیر حضرت ولی عصر(عج) در مورد تشرف خود چنین می گوید:

آن وجود مقدس را در کنار بیت الله الحرام دیدم که عرضه می دارند:

 

« اَللّهُمَّ اَنْجزْلی ما وَ عَدْتَنی.»1

« بار خدایا! آنچه به من وعده کردی، انجام ده.»

 

آن حضرت را در «المستجار»2 دیدم که از استار کعبه گرفته و عرضه می دارند:

 

« اَللّهُمَّ انْتَقِمْ بی مِنْ اَعْدائی.»3

«بار خدایا! انتقام مرا با دست خودم از دشمنان بگیر.»

 

بارخدایا! ما نیز با دلی سوزان و اشکی ریزان از تو خدای خوب می خواهیم دعای آن دادگسترندۀ گیتی را به اجابت رسانی و دشمنانش را خوار و نابود فرمایی تا راه بسته سرورمان آقا امام زمان گشوده شود، به امید آنکه به برکت وجود شریفش آن حضرت آنچه از دین تو معطل مانده، توسط آن منادی حق زنده شده و جوامع بشری با وجود آن بزرگوار به آرامش و امنیت دست یابند و تو ای مظهر دین و ای نجات بخش خلق زمین و آسمان بدان که مسلمانان جهان هر صبح و شام در انتظاریم و چشم بر بلندای کعبه دوخته و در هر طلوع خورشید قلبهایمان تا روز ظهور، تا روز حضور در آرزوی دیدار تو می تپد که تنها گوهر گیتی و به تحقیق خوشحالی و سرور چشم به راهانت در سایه آن دیدار با شکوه تجلی خواهد یافت، دیداری که ان شاءالله نزدیک است نزدیک... .

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: چهارشنبه 1386/06/28   با موضوع: تشرف   |  

تشرف 

تشرف

روایت است: حضرت مهدی(عج) همه ساله در موسم حج به زیارت خانه خدا مشرف شده و در مراسم حج شرکت می کنند و در عرفات می ایستند و به دعای مؤمنان آمین می گویند ولی انبوه حجاج او را نمی بینند و یا می بینند و او را نمی شناسند و عده ای از عاشقان کوی آن حضرت در مراسم حج به جستجویش می پردازند و چه بسیار نیک بختانی که توفیق تشرف به پیشگاه آن والامقام را در کنار خانه خدا و یا در دیگر نقاط کرۀ زمین یافته و می یابند... . (ادامه دارد)

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: جمعه 1386/04/22   با موضوع: تشرف   |  

تمام حقوق مطالب این وبلاگ متعلق به وبلاگ در انتظار مهدی(عج) می باشد.

هر گونه استفاده از مطالب این وبلاگ تنها درصورت ذکر منبع مجاز می باشد.