تبليغاتX
در انتظار مهدی

                                   "هر فريب خورده اي در خور عتاب نيست."     "هر که پي آرزويش بشتابد به اجل از پاي در آيد."     "تا درد همراه توست تو نيز با او مدارا نما."     "مال، سرمايه شهوات است."     "قناعت ثروتي است که پايان نمي پذيرد."     "عيب تو پوشيده است تا وقتي که بخت تو را مساعدت کند."     "نيکوکار از کار نيکويش بهتر، و بد کار از کار بدش بدتر است."     "بخشنده باش نه اسرافکار، و ميانه رو باش نه سخت گير."     "پاکدامني زيور فقر، و شُکر زيور توانگري است."     "نرسيدن به حاجت آسان تر از خواستن آن به نا اهلان است."     "بهترين معرفت براي انسان، خود شناسي است."     "از دست رفتن دوستان به منزله غربت است."     "ارزش هر مرد کاري است که نيکو انجام مي دهد."     "نفس هاي آدمي گام هاي او به سوي مرگ است."     "کوتاهي سخن نشانه کمال خردست."     "اگر آنچه خواستي نشد، با آن حال که هستي بساز."     "از دست دادن فرصت اندوه است."     "رزق و روزي به مقدار هزينه هرکس برسد."







ضرورت وجود امام(قسمت دوم) 

ضرورت وجود امام(قسمت دوم)

امام موسی کاظم(ع) از پدر گرامی اش امام جعفر صادق (ع) چنین نقل می کند:

«... به معرفت و عبادت ما نسبت به خدا، خدای عزیز و جلیل عبادت می شود . اگر ما نبودیم عبادت خدا نمی شد.»1

در واقع معتقدان به قرآن و عترت می دانند، زمین را یارای آن نیست که لحظه ای بدون حجت الهی بر نظم جاری استوار باشد که اگر پای حجت بر حق خدا از آن برداشته شود همگان را به کام خود فرو خواهد برد.

در همین رابطه حضرت رسول اکرم(ص) در حضور اصحاب، خطاب به حضرت امیر مؤمنان(ع) فرمودند:

«خلفا و اوصیای من و حجت های خدا بر مردمان ، بعد از من دوازده نفرند که اول آنان علی و آخر آنان مهدی است.»2

«معترفان به حق آنان (دوازده امام) مؤمن و منکران حق آنان کافرند.»3

حضرت رسول اکرم(ص) در این باره خطاب به جابر بن عبدالله انصاری(قُدِّسُ سِرُّه) چنین فرمودند:

«این امر، از امور خدا و رازی از اسرار الهی است، حکمت آن از بندگان پوشیده است، هرگز در این باره شک و تردید به خود راه مده، که شک در امر الهی کفر است.»4

گویند: جابر بن عبدالله روزی محضر حضرت زهرا(س) شرفیاب شدند، در برابر آن حضرت لوحی را مشاهده کرد که در آن اسامی شریفۀ امامان از نسل آن حضرت نوشته شده بود، جابر می گوید: من آنان را شمردم دوازده تن بودند که آخرین آنان حضرت «قائم» بود و متوجه شدم که این امر از حتمیات است، از جمله مطالبی که جابر در آن لوح خوانده بود، این است:

«خدای تبارک و تعالی فرمود: ای محمد! به تو کسی را عطا کردم (علی) که یازده راهنما از نسل او خارج خواهد شد، همگی از نسل تو و از زهرای بتول است، آخرین آنان مردی است که به دست او از هلاکت نجات می بخشم و به وسیله او از گمراهی هدایت می نمایم و به دست او کور را بینا و بیمار را شفا می دهم و زمین را به وسیله او از دشمنان پاک می سازم، شرق و غرب جهان را به او می سپارم، باد ها را به تسخیر او در آورده، ابر ها را زیر پای او قرار می دهم، برترین ابزار ها را در اختیار او گذاشته، با سپاه خود او را یاری نموده، با فرشتگانم او را تأیید می نمایم، تا دعوت مرا آشکار سازد و همه مخلوقات را بر توحید من گرد آورد.»5

ادامه دارد... .

مطالب مرتبط:  http://dimahdi.blogfa.com/cat-21.aspx

________________________________

1- اصول کافی، ج 1، ص 193.

2- ینابیع الموده، ج 3، ص 108.

3- الزام الناصب، ص 64.

4- اعلام الوری، ص 399.

5- بحارالانوار، ج 51، ص 77.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: یکشنبه 1388/06/15   با موضوع: ضرورت وجود امام   |  

ضرورت وجود امام(قسمت اول) 

ضرورت وجود امام(قسمت اول)

امام محمد باقر (ع) درباره ضرورت وجود امام فرموده اند:

«به خدا سوگند! از زمانی که خداوند، حضرت آدم را قبض روح نمود زمین (و اهل آن) را بدون امامی که به وسیله او به سوی خدا رهبری شوند به حال خود نگذاشته و او حجت خدا بر بندگانش است.»1

همچنین خداوند عذاب را از اهل زمین دور می کند به سبب پیامبر و یا امامی که در میان خلق است همانان که امان بخش آدمیان بوده و به اذن خداوند مدیر و مدبر آسمان ها و زمین می باشد و اگر زمین از وجود مقدس ایشان خالی شود اهل خود را در دل خویش فرو می برد و حیات نابود شده و همه موجودات از بین می روند، پس اعتقاد به رهبر و امام از ضروریات دین است و می بایست این باور را قوت بخشید که جهان بدون امام و رهبر ادامه حیات ندارد چنان که در احادیث ذیل به آن اشاره شده است:

«اگر لحظه ای امام در زمین نباشد، زمین اهلش را فرو می برد، همچون امواج دریایی طوقانی که با تمامی مسافران خویش دگرگون می شود.»2

«آن سان که ستارگان موجب امان آسمانیان است امام نیز ایمنی بخش زمینیان است.»3

«استواری جهان، بهره مندی موجودات و ثبات زمین و آسمان همه و همه در گرو وجود آن امام (همام) است.»4

ادامه دارد...

______________________________________

1- اصول کافی، اسحاق کلینی رازی ترجمه سید جواد مصطفوی، ج1، ص252.

2- غیبت نعمانی، ص139.

3- بحار الانوار،ج53، ص83.

4- مفاتیح الجنان دعای عدیله.

نوشته شده توسط محسن محمد امینی  در: پنجشنبه 1388/05/15   با موضوع: ضرورت وجود امام   |  

تمام حقوق مطالب این وبلاگ متعلق به وبلاگ در انتظار مهدی(عج) می باشد.

هر گونه استفاده از مطالب این وبلاگ تنها درصورت ذکر منبع مجاز می باشد.