|
|
مادر حضرت مهدی(عج) ![]() جریان مسلمان شدن مادر گرامی حضرت مهدی و ازدواج او با امام حسن عسگری(قسمت اول) مادر گرامی آقا امام زمان (علیها السلام )زندگی خود را این گونه بیان فرموده اند: من ملیکا! دختر یشوعا فرزند امپراتور روم هستم٬ مادرم از فرزندان شمعون٬ وصی حضرت عیسی مسیح است٬ هنگامی که سیزده ساله بودم جدم خواست مرا به عقد برادرزادۀ خود در آورد٬ دستور داد تا کشیشان و راهبان را جمع کرده و سیصد نفر از میان آنان انتخاب کردند و هفصد نفر هم از امرای لشگر و صاحب منصبان کشور و چهار هزار نفر از معتمدان٬ اشراف و اعیان را حاضر کرده و تختی از خزانه قصر بیرون آوردندکه به انواع جواهرات تزیین شده بود و در میان کاخ امپراتوری خویش بر روی پایه هایی استوار ساخته٬ بت ها و چلیپها(صلیب) را بر بلندی ها قرار داده٬ آنگاه امپراتور برادر زاده خود را بر روی تخت نشاند٬ خَدَم و حَشَم کمرها به خدمت بسته لباس رسمی پوشیده٬ راهبان کتاب آسمانی انجیل را باز کرده خواستند قرائت کنند و حطبه عقد را بخوانند که ناگهان کاخ به لرزه درآمد بتها و چلیپها سرتگون شده و به زمین افتادند و پایه های تخت از جای خود به در رفته و برادرزاده امپراتور از بالای تخت به زیر افتاد و بی هوش شد٬ در این لحظه رنگ از روی کشیشان پرید و لرزه بر اندام همگی سای افکند و رئیس کشیشان رو به امپراتور کرده و گفت: قیصر به سلامت باشد ما را از مشاهده این اوضاع منحوس بیم فراگرفته٬ از امپراتور روم تقاضا می شود ما را از انجام این عقد معاف فرمایند؛ زیرا نحوستها روی آورده که نشان دهنده زوال کیش مسیحیت و علامت انقراض سلسله قیصری است... . در پستهای آینده ادامه این بخش را در وبلاگ می گذارم. لطفاً نظرات خود را به ما منتقل کنید.
|
|